گربه ای در خانه ی خالی

 
نویسنده : الهام میزبان - ساعت ٤:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱/۱۱
 

سلام

بعد از سه ماه سلام.بعد از سه ماه من دارم به روز می کنم.بعد از سه ماه...

قرار بود که خیلی زودتر از اینها به روز کنم اما متاسفانه...

در واقع فقط و فقط به علت تنبلی محض تا الان به روز نکردم.الان هم هیچ علتی غیر از خجالت از بچه ها وادارم نمی کند به روز کنم مخصوصا وقتی شعر بزنی اما تنها چیزی که نشنوی نقد باشد.من نقد شعر می خواهم،بیت به بیت،مصرع به مصرع،کلمه به کلمه....

معذرت می خواهم که فقط تعریف و فقط تخریب خوشحالم نمی کند.معذرت می خواهم که برای شعرم توجه محض می خواهم.توجه محض فقط به نفس شعر.همین!

باران، کنار شیشه دو گلدان آهنی

تصویر مه گرفته، تو که غرق رفتنی

باران، صدای خط خطی نامه های من

باران، صدای ِهق هق ِیک آدم آهنی

من در کنار شیشه فقط خواب می روم

تا واقعا عبور کنی از شب ِزنی...

تا دست های مضطربت را یواشکی

از دست های یخ زده ی من جدا کنی

دارد صدای آخر این شعر می رسد

تو آخرین تصور ِ...تو...خسته ی منی

ترمز ،صدای ِ پرت شدن از خودم به "کی"؟

ترمز، صدای ِ جیغ ِ کمربند ِ ایمنی.