گربه ای در خانه ی خالی

عکس دو نفره
نویسنده : الهام میزبان - ساعت ۱٠:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢٩
 

 

آلبوم ها

عکس ها

فولدر ها

بعد کم کم نامه ها...یادداشت ها...خط خطی های گوشه ی کاغذ چک نویس هایی که آن طرفش چند بیت شعر نوشته شده...

همه اینها را می گردم دنبال یک عکس دو نفره

یک عکس دونفره...یعنی فقط من و او،یعنی توی جمع نباشیم...روبروی هم نباشیم...حواسمان به دوربین باشد...

نبود انگار

عکس هایش را با هم اتاقی های خوابگاهش می بینم

گریه می کنم

عکس هایش را با هم کلاسی هایش  می بینم

خیس می شوند

عکس های کوه رفتن های دسته جمعی را می بینم

دستمال کاغذی جدید بر می دارم

چرا؟

همه عکس ها و آلبوم ها وفولدر ها چرا عکس دو نفره ما را ندارند؟

حس کردم چقدر بی خیال زندگی مان را گذرانده ایم

حس کردم چه بی تفاوت بودیم به هم که حتی یکبار هم کنار نایستاده ایم برای اینکه عکس یادگاری بگیریم

بعد...

بعد...

درست همینجا بود که هق هقم به ناله تبدیل شد

عکس دو نفره نداریم

چون برایمان یادگاری مفهوم نداشت

چون همیشه با هم بودیم

چون دور بودن برایمان معنی نداشت

چون قرارمان این نبود که اینجوری...اینجوری...اینجوری من را به هق هق بیاندازد

چون قرارمان این نبود

قرارمان این نبود بی معرفت

و من دلخورم

به اندازه یکسال دلتنگی....

به اندازه یک سال دوری...

به اندازه یک سال سنگ قبری را با خیال تنت بغل کردن...

به اندازه یک ساااااااااااااااااااااااااال

می فهمی؟

یک سال...

 

عکس دو نفره را با شعر یک دختر یک نفره اینجا ببینید

من

با دلخوری هایم می روم تا توی مراسم سالگرد نقش یک دختر قوی را ایفا کنم

مرا ببخش برای تمام حسرت ها...

 

 

بی انصافم که می گویم تنهام

وقتی دکتر موسوی عزیز این شعر را برای دلتنگی هام می گوید

بی انصافم

مرگ من را بی انصاف کرده

اما مهربانی دکتر موسوی روحم را بغل می کند که آرام شود