گربه ای در خانه ی خالی

خانه ی کلمات
نویسنده : الهام میزبان - ساعت ۱۱:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٢/۱
 

خانه ی کلمات

انسان در جهان کلمات زندگی کرده و خودش را در این بستر تحقق می بخشد

بستری مواج با کرانه هایی ناپیدا

یکی از این کرانه ها-و البته یکی از زیباترین آن ها-شعر است

چیزی که  انسان را شکوفا می کند

مرزهای بودن انسان را گسترش می دهد

و او را باز آفرینی می کند

همانطور که هایدگر می گوید:انسان مادام که گمان می کند ارباب زبان است در توهم به سر می برد,چرا که زبان ارباب اوست.وقتی شخصی واقعا به سخن گفتن اهتمام می کند و نه اینکه وراجی و ژاژخایی کند,واقعا او نیست که تعیین می کند چه می گوید,بلکه سخن او را هستی برای او تعیین می کند,یعنی درونیترین ذات اشیا

 

درباره شعر  مجموعه مقالاتی است از سری کتاب های ارغنون درباره ی جهان شعر

از یررسی دبدگاه شاعرانی  چون  والری,تا فیلسوفان متقدمی مثل افلاطون با متاخرینی همانند هایدگر

از نگاه به رومانتیک ها,تا تعمق در نوآورانی مثل سیلویا پلات

از همه چیز تا همه چیز...درباره ی شعر

با این همه توضیح لازم است توصیه کنم که نگاهی جدی به آن بیاندازید؟

 

 خانه ی جن ها

 شعر

جهان شعر

و دنیای من,درونیترین ذات من

وقتی در خانه شعر زندگی میکنی,همیشه این خطر را می کنی که شبحی سرگردان باشی,در دست شیطنت کلمات

این خطر کردن,روح تورا مچاله می کند.اما درست به همین دلیل است که در لحظه ی پایان شعر,وقتی اشباح سرگردان را به دام انداخته ای,حس می کنی بالاخره,آن کالبد گریزان را به دست آورده ای.می توانی قدم بزنی...می توانی برقصی...می توانی زندگی کنی...

 

این هم کالبد تازه ی من,در صف بی قرار اشباح

 

 

دوباره آمده به دست هاش بسته حنا

عروس آورده توی خانه ی جن ها

لباس تور تنش کرده,سُرمه مالیده

دو مشت نقل ته ِ بیت قبل پاشیده

لباس تور تن بچگی ِ دود شده

که چشم هاش ورم کرده و کبود شده

عروسکش جایی توی راه افتاده

درون  ِتاریکی یک نفر هلش داده

و بعد روی ِ دهانش دو دست لاغر و خیس↓

فشار آورده جن ِ پیر و خسته که: هیس!

سکوت ِ خانه جن ها,شب ِ پر از کابوس

صدای ِ هق هق یک بچه در لباس عروس

صدای لرزش ران هاش و خیسی ِ دامن

صدای خنده ی جن ها,صدای جر خوردن

یواش حرکت خون در لباس پاره ی زیر

تن ِ کبود شده توی دست جن ِپیر

دو دست یخ زده که به سکوت چسبیده

و اشک هاش ته ِ بیت بعد پاشیده

که بازی اش حالا واقعی ست,مثل جنون

عروسی اش شده

 اما

 میان
گریه  و خون