بیهوده...

زن همه چیز را آماده کرده بود

دسته بندی کرده بود

مرتب روی میز چیده بود

بعد زل زده بود به تقویم و حس کرده بود چیزی کم است

تمام این ده روز

تمام این ده شب و ده روز

چیزی کم بود

چیزی که بیهوده منتظرش ماندم

چیزی که پیدا نشد و هیچوقت نخواهد شد

زن حوصله توضیح دادن نداشت

حوصله جنگیدن نداشت

حوصله ادامه دادن نداشت

زن نه می خواست و نه می توانست

قبول کردم

خیلی راحت تر از آنچه که فکرش را می کرد قبول کردم

دیگر شب ها و روزها  را نمی شمارم و منتظر چیزی نخواهم بود

شما هم منتظر چیزی نباشید

زن حوصله توضیح دادن ندارد

 

 

و اما شعر

بی هیچ حرفی

بی هیچ توضیحی

بی هیچ انتظاری

 

 

لیوان من را پر کن از سم اضافه

از چشم های خالی ِ مرد کلافه

از گریه ی یک بچه در دلشوره ی شب

از دل دل ِ چاقو که خونی بوده اغلب

از مرگ که یک گوشه افتاده است و خواب است

لیوان من را پر بکن حالم خراب است

حالم خراب است و کسی چرخیده در من

هی گریه های یک نفر پیچیده در من

افتاده در رگ هام یک مرد روانی

خون خواسته با فحش یا با مهربانی

کوبیده مغزش را به سلول ِ عصب هام

بیدار بوده در سکوت نیمه شب هام

خوابیده با من در تب ِ یک میل مبهم

خالی شدیم و پر شدیم از درد کم کم

خالی شده,لیوان من را پر کن از او

خالی بکن من را ازین تردید ِ چاقو

از گریه های بچه با لبهای معصوم

از چشم های خالی ِ یک مرد مسموم

خالی بکن من را که حال شب خراب است

مرد روانی با خودش در رختخواب است

بیرون زده انگار از سلول ِ خالی

چسبیده خون به پرزهای ِ داغ ِ قالی

چسبیده چاقو به تن ِ مرد ِ کلافه

لیوان ِ من را پر کن از خون ِ اضافه

لیوان ِ من را پر بکن حالم خراب است!

از بچه ای که در من افتاده است و خواب است

لیوان من را پر کن از ویرانی از سم

لیوان من را پر کن از این میل مبهم

لیوان من را پرکن از لیوان بعدی

که بچه مانده... و تب ِ هذیان بعدی

 

 

 

/ 66 نظر / 37 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فاطمه

سلام خسته نباشی عزیزم وب باحال و پر محتوایی داری ممنون میشم به شبکه اجتماعی ما هم بیای و عضو بشی بیا و من رو هم اد کن اونجا منتظرم عزیزم فعلا بای

انجمن ادواری شعراردببل

درود باگرامیداشت هفته دفاع مقدس انجمن به روز است با "مادران جنوب" روابط عمومی انجمن ادواری

فرصت میرزا

عجب شعری!

A.K

متفاوت و زیبا. لینکتون کردم.مایل بودید لینکم کنید

بوس

soheyla

ربطِ ما چیست؟ یکی از اصول کارآفرینی و کارافزائی داشتن بازار تقاضا برای نتیجۀ کار، برای کالا و سرویس، برای سرمایه، خبرگی و مدرک تحصیلی ئی است که ما میتوانیم عرضه کنیم. ربط ما چیست؟ اگر بیشتر کالا های مورد نیازمان را وارداتی میخریم و اکثر احتیاجاتمان را از طریق خرید واردات و کنترات کردن به خارجیها رفع میکنیم، نه تنها کاری برای ما نمانده که انجام بدهیم و اکثر تحصیلکرده ها، کارگران و سرمایه داران ما بیکار و بی استفاده میمانند، بلکه اکثر مدارک، انرژی و خبرگیها، سرمایه ها و حتی آرزوها و خواسته های ما نیز بی ربط مانده و در نتیجه به اکثریتِ ما نیازی نیست. سهم ما چیست؟ اگر تمام یا بیشترِ نیاز و درخواست بازار تقاضای محلی و داخلی کشور هفتاد و چند میلیونی ما توسط واردات ارضاء میشود، نه تنها کاری برای ما نمانده که انجام بدهیم، و نیازی به اکثریتِ ما، به توانائیها و تجربیات ما نمیباشد، بلکه امکانات و سهم ما برای فعالیتهای اقتصادی، برای تولید ملی، برای کار کردن و بدست آوردن درآمدی خوب نیز از مملکتمان خارج شده و به مردم سازنده، به مدیران و تولید کننده گان آن واردات داده شده است. مقاله را در بلاگفا - ربط ما چیست؟ 4#، فصل

M.A

سلام وبتون خیلی عالیه.... خوشحال میشم به من هم سر بزنید.... اگه مایلید تبادل لینک کنیم....[گل]

مجید

سلام.دقایقی در وبلاگتان قدم زدم.زیبامینویسید.خوشحال میشوم به من نیز سری بزنید.سرفراز باشید[گل]