جشنواره يعني:

مي تواني كمي شعر ِ خوب بشنوي،كمي دوست ِ تازه پيدا كني و يك عالمه دوستِ قديمي را دوباره ببيني. همين!نه چيزي کمتر، نه چيزي بيشتر...

گريز 3 هم تمام شد. با همه ي خوبيهايش...با همه ي سختي هايش...

با همه ي ...ومن بد جوردلم می گیرد وقتی چیزهایی می بینم که از شعر بعید است (اگر شاعر =شعر) و بدجور دلم می گیرد وقتی دلم میگیرد...وقتی یادم می رود همه چیز تمام می شود، وقتی یادم می رود چشمهایم را ببندم و بگویم :

مهم نیست!تنها ...می ماند. 

حالا مثل هميشه فقط شعر مانده است،

                                  شعر

                                  شعر

                                     شعر...

 

کنار جاده دو تا ساک خيس در باد ِ

بدی که مي وزد امشب به گريه افتاده

من و تو با دو بليط مچاله توی دست

نشسته ايم همينجور توی اين جاده

و حرف های تو را محو می کند  در باد

صدای خسته ی دو صندلي ِدلداده

دو تا نوار، دو تا عکس از خودم باتو...

دو تا کتاب ، دو تا نامه ای آماده

نشسته منظرم توی ِ پاکت غمگين

"هنوز فکر منه ، نامه هم فرستاده

هنوز فکر منه مرد ِ مُرده در باران"

و عکس های مرا لابه لای ِ اسنادِ  

قديم توی کتش می گذارد و ...آرام

مرا بغل بکن از درد، عاشق و ساده

نشسته ايم من و تو درون ِ يک اتوبوس

که واقعا به دو مقصد به راه افتاده

/ 51 نظر / 22 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ناپيدا

سلام. راستش دلم بدجوری به حال اين اتوبوس سوخت. آخه اين بيچاره چه جوری ميخواد به دو مقصد بره؟ حتما بايد جر بخوره. طفلکی

تورج بخشايشي

سلام بر تو به صرف شعر و دلتنگي دعوتي حتما بيا هرشب كنار اسم تو را تيك...

مرضيه

سلام گل خانم .شعرت خيلي قشنگ بود ولي من وقتي شعر رو برام زمزمه ميكني خيلي بيشتر حال مي كنم .راتي يلدا بازي مي دوني چيه .يعني بايد تو يه پست 5 تا سوتي زندگيت رو كه كسي نمي دونه بگي .من به يلدا بازي دعوتت مي كنم

محمد م

سلام و شعرتان را خواندم .البته در جشنواره ميتوانی يک سکه ی تمام بهار هم ببری . مبارک باشد . با يک مثنوی و يک غزل به روزم . تمام دردسر من تو هستی و نازت / و آنکروموزوم ايکس دردسر سازت

maly

montasher shod..... ketabe ( و سهم من يک لبخند) (and my share is a smile) (نگیما) dar entesharate be chap resid http://malyart.blogspot.com/

عمران ميری

سلام و شعرتان را خواندم.. سلام باز هم/حرفی نیست فقط به من سر بزن

مصطفی مردانی

سلام . با يک مطلب درباره کارگاه داستان و يک داستان بازنويسي شده به روزم. و منتظر شما عزيز....

حسين کبير

شعراتون خواندم جالب بود.

فاطمه اختصاری

سلام عزيز دلم دير اومدمممممممممم ببخشيييييييييد گوشهی رختخواب کز کردم. مثل يک جوجه تيغی تنها که کسی هيچ وقت حاضر نيست. يک دقيقه بغل کند اورا

مهناز پیروز

مثل یک جفت پای آویزان... ممنون! عاشق این شعرم...